کتاب بیست و دوم: کشتن مرغ مقلد
نویسنده: هارپر لی
مترجم و ناشر: فخرالدین میررمضانی، امیرکبیرو علمی فرهنگی
توضیح:
کشتن مرغ مقلد یا کشتن مرغ مینا (به انگلیسی: To Kill a Mockingbird) رمانی نوشته هارپر لی، نویسنده آمریکایی در سال ۱۹۶۰ میلادی است.
وی برای نوشتن این رمان در سال ۱۹۶۴ میلادی، جایزه پولیتزر را به دست آورد. از زمان اولین انتشار تاکنون، بیش از ۴۰ میلیون نسخه از این کتاب به فروش رفته و به بیش از ۴۰ زبان بین‌المللی ترجمه شده‌است. تیراژ نخستین چاپ رُمان کشتن مرغ مقلد ۵ هزار نسخه بود.

رمان کشتن مرغ مقلد از زبان دختری به نام اسکات فینچ روایت می‌شود که دختر وکیل سفیدپوستی به نام اتیکاس فینچ است که دفاع از جوان سیاه‌پوستی به نام تام رابینسون را که به اتهام ناروای تجاوز به یک دختر سفیدپوست در در شهر کوچکی به نام مِیکوم، آلاباما محاکمه می‌شود، به عهده می‌گیرد.

مردم این شهر در رمان، مردمی خودپسند و نژادپرست معرفی شده‌اند. اتیکاس فینچ، وکیلی انسان‌دوست، جسور و شجاع و پدری مهربان و دوست‌داشتنی است. او با قدرت و بی‌باکی از عدالت و انسانیت دفاع می‌کند و در مقابل تعصب، نفرت و خشونت نژادی و ریاکاری مردم می‌ایستد. تم اصلی رمان، معصومیت و قربانی‌شدن آن در برابر بی‌عدالتی و تعصب نژادی است.

قسمت چهارم

سِر آرتور کانن دویل در سال ۱۸۹۳، شرلوک هلمز را از پرتگاهی به پایین پرت کرد. این پرتگاه در سوییس و در فراز آبشار رایشنباخ قرار داشت. اما کانن دویل این جنایت را در لندن و در محل نوشتن قصه هایش مرتکب شد. دکتر واتسون، همراه همیشگی و راوی داستان های هلمز در داستان «آخرین مسئله» که در دسامبر سال ۱۸۹۳ در مجله ی «استرند» به چاپ رسید، در مورد این اتفاق می نویسد:

با قلبی اندوهناک، قلمم را برمی دارم و درباره ی موهبت ها و استعدادهایی که دوستم شرلوک هلمز با آن ها شناخته می شد، آخرین کلمات را می نویسم.
اما به نظر می رسید که خودِ کانن دویل در خلوتش چندان هم از این اتفاق احساساتی نشده باشد. او پس از کشتن خیالی شخصیت اصلی داستان هایش، در کتاب خاطرات روزانه ی خود نوشت: «امروز، هلمز را کشتم.» او بعدها درباره ی این کاراکتر معروف و محبوب گفت:

آن قدر بیش از اندازه هلمز در زندگی من بوده که حتی اسمش نیز باعث می شود حالی بیمارگونه به من دست بدهد.

کانن دویل احتمالا در هنگام پایان دادن به ماجراهای هلمز فکر می کرده که این داستان به همین راحتی تمام خواهد شد. اما اگر او واقعاً چنین فکری می کرده، می توان گفت که طرفداران—به خصوص طرفداران هلمز—را خیلی خوب نشناخته بوده است.

واکنش ها به مرگ هولمز:

واکنش عمومی به مرگ این شخصیت پرطرفدار، شبیه به هیچ یک از رویدادهای مربوط به داستان ها در گذشته نبود. بیش از بیست هزار مخاطب مجله ی «استرند» که از مرگ ناگهانی هلمز خونشان به جوش آمده بود، اشتراک خود را به این مجله لغو کردند و همین موضوع باعث شد «استرند»، لطمه ی سنگینی را متحمل شود. کارکنان این مجله از مرگ هلمز با عنوان «حادثه ی وحشتناک» یاد می کردند.

برخی می گویند که یک ماه پس از مرگ خیالی هلمز، مردانی جوان در سراسر لندن، پارچه های سیاه عزا به کلاه یا دور بازوی خود می بستند و در خیابان ها قدم می زدند؛ اگرچه صحت این موضوع اخیراً زیر سوال برده شده است و عده ای اعتقاد دارند پسر کانن دویل در مصاحبه هایش در مورد این موضوع اغراق کرده است. نامه های اعتراضی فراوانی به دفتر مجله ارسال می شد و در آمریکا نیز، باشگاه هایی با نام «بیایید هلمز را زنده نگه داریم» به وجود آمد.