جنایات‌ومکافات روایتی جنایی با مفاهیم فلسفی، مذهبی و اجتماعی و یک اثر روانشناسانه است؛ آثار داستایوفسکی اغلب درون‌مایه‌ی روانشناختی دارند. بگونه‌ای که ما شاهد اشارات داستایوفسکی به ضمیر ناخودآگاه، پیش از فروید، هستیم. نیچه در این باب می‌گوید :”تنها کسی که به من روانشناسی آموخت، داستایوفسکی بود”. از سوی دیگر، شباهت زندگی شخصیت اصلی داستان، راسکلنیکف، با خودِ داستایوفسکی جالب و تامل برانگیز است. همچنین اگر بتوان نام دیگری برای این اثر انتخاب کرد قطعا “در ستایش رنج” از برازنده‌ترینِ آن‌هاست؛ و گواهِ آن مونولوگی از مارمالادف است که می‌گوید :”مگر من حس ندارم؟ هرچه بیشتر می‌نوشم بیشتر احساس می‌کنم. به همین جهت هم می‌نوشم، زیرا در این نوشیدن درد و عذاب می‌جویم…می‌نوشم چون‌ می‌خواهم عذاب بکشم!” (تا اینجا تکرار بررسی‌هایی است که پیش از این بر روی این اثر انجام شده است)

اما سه نکته در این اثر بسیار خودنمایی می‌کرد که دو مورد آن را می‌شود در ارتباط با آراء هانا آرنت (نظریه‌پردازِ آلمانی) دید. اول مبحث تنهایی. “تنهایی” مفهومی بود که در کلِ روند داستان در پس زمینه‌ی ذهنی من وجود داشت و همواره مرا یاد جمله‌ای از هانا آرنت می‌انداخت که می‌گفت :”عصر مدرن با از جهان بیگانگی فزاینده‌اش به وضعی انجامیده است که در آن انسان هرجا که می‌رود تنها با خودش روبرو می‌شود.” به عنوان نمونه، مارمالادف در بین صحبتهایش، می‌گوید :”هر کس باید بتواند به جایی پناه آورد، چون مواردی پیش می‌آید که حتما لازم است انسان بتواند به یک‌جا، به هر کجا که باشد، برود…”و انگار در ادامه‌اش می‌خواهد بگوید :”ولی نمی‌تواند که برود. چون جایی ندارد که برود”. اما نمی‌گوید . تک‌به‌تک شخصیت‌های داستان با وجود ارتباط‌ها و مکالماتی که داشتند بسیار جدا افتاده و تنها جلوه می‌کردند؛ گویی انسان در عصر مدرن محکوم است به تنهایی. نکته‌ی دوم داستان، نوع نگاه داستایوفسکی به مسأله‌ی خیر و شر بود.در گزارش‌هایی که هانا آرنت از محاکمه‌ی آیشمن* در اورشلیم بدست داده است، این طرز نگاه به جنایتکاران به وضوح دیده می‌شود. همان طرز نگاهی که جنایتکاران را هم ردیف انسان‌هایی صرفاً انسان می‌بیند، نه شبیه هیولاهایی عجیب‌وغریب. ما موجوداتی اخلاقی هستیم و دسته‌بندی انسانها به بی‌گناه و گناهکار توسط نوع ما امری بدیهی می‌باشد. ذهن ما همواره می‌کوشد افراد را یا قربانی ببیند و یا درمقام شکارچی. ولی چیزی در مورد این تقسیم‌بندی‌ها وجود دارد که ما را از دانش دور می‌کند. به عبارتی اگر می‌خواهیم به درک درست‌تری از جهان برسیم، باید از دسته‌بندی‌های ذهنی خود فراتر رویم. داستایوفسکی در این رمان ما را از این دسته‌بندی‌ها فراتر می‌برد. جنایات‌ومکافات سفری است به تاریک‌ترین ابعاد ذهن آدمی و نمایشی است در باب هم‌نواییِ همزمان خیر و شر در وجود انسان. در داستان با وجود آن‌که از گناه کاراکترها آگاه هستیم، ولی هرگز نسبت به هیچکدام احساس نفرت نخواهیم کرد. این از معجزات نویسنده است که می‌تواند گناه را طوری جلوه دهد تا ما عامل ارتکاب آن گناه را نه موجودی فرازمینی و شرور که از ناکجاآباد آمده، بلکه در مقام یک انسان ببینیم و به ما می‌فهماند انسان بی‌گناه وجود ندارد. حتی شخصیت‌هایی مثل دونیا که به سختی می‌توان گناهی را به آن‌ها نسبت داد، توسط داستایوفسکی خیلی ساده متهم می‌شوند. برای نمونه می‌بینیم راسکلنیکف در واکنش به آنچه لطف و محبت خواهرش به نظر می‌آید، می‌گوید:”دروغ می‌گوید! مغرور است! نمی‌خواهد اعتراف کند که میل به نیکوکاری دارد! ای خوبهایِ پست! دوستی‌شان هم شبیه نفرت است…آخ که چقدر من از همه ی آنها متنفرم”، که این جمله خود پیش درآمد پرسش فلسفی و اخلاقی بزرگتری است که آیا انسان‌های نیکوکار، عمل شایسته را صرفاً برای نفسِ آن عمل انجام می‌دهند یا برای ارضای حس خیرخواهی برآمده از خودخواهی ؟
و سومین نکته‌ی تأمل برانگیز قصه، نوع مواجهه‌ی راسکلنیکف با پرسش‌ها بود که اغلب درون‌مایه‌ای نهیلیستی داشت و مرا به یاد رویارویی‌های نیچه با پوچی نهفته در زندگی مدرن می‌انداخت. روسیه، در آن زمان که داستایوفسکی این اثر را می‌نوشت، سرشار از افکار نهیلیستی در نسل جوان بود. راسکلنیکف به تنهایی نماد جامعه‌ی روشنفکری روسیه‌ی آن زمان است : گیج و سردرگم، پر از احساسات پیچیده و دارای عقایدی پیچیده‌تر در باب جهان که اغلب گسست قابل توجهی با باورهای پیشین داشته‌اند.

جنایات و مکافات را باید در بستر تاریخی خودش خواند و اطلاعات شما از وضعیت روسیه‌ی آن دوران، به شما درک خیلی بهتری از مفاهیم نهفته در آن خواهد داد.

آیشمن: از مقامات بلند پایه‌ی حزب نازی و مسئول ارسال یهودیان به اردوگاه‌های مرگ بود. هانا آرنت شخصاً در محاکمه‌ی او حضور داشت و کتابی تحت عنوان آیشمن در اورشلیم نوشت که در آن به مسأله‌ی پیشِ‌پا افتادگی شر پرداخته است.

نویسنده : لیلا سلطانی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگو شرکت کنید؟
نظری بدهید!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *